السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

26

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

در دعاى عرفهء صحيفهء سجاديه ، حضرت زين العابدين عليه السلام از خداوند مىخواهد : پروردگارا ! اين گونه قرارم ده كه با ذوق و علاقهء به تو براى نماز شب و مناجات برخيزم : « وَزَيِّنْ لِيَ التَّفَرُّدَ بِمُناجاتِكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ » « 1 » كه اگر آن ذوق باشد ، انسان در هر شرايطى براى مناجات برمىخيزد و علّت آن ، لذّتى است كه درك كرده است . كَلْهُرْ - كه يكى از سالكان است - مىگويد : دامن خلوت ز دست ، كى دهد آن كو كه يافت * در دل شب‌هاى تار ، ذوق مناجات را « 2 » كسى كه لذّت مناجات را چشيده باشد ، مگر مىتواند بخوابد . اين‌جا نيز مىبينيم سنّت خداوند بر اين است كه جاذبه خلق كند . از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه يگانه متحرّك براى رسيدن انسان به كمال عبارت است از : جاذبه و كشش ، پس يك سرّ تربيتى وجود دارد ، و آن اين كه ما بايد ايجاد جاذبه و كشش كنيم تا مثلًا فرزند علاقه‌مند تعليم و مدرسه شود ، قرآن نيز از اين روش استفاده كرده ، تا اين جذب حاصل شود . در كافى نقل شده است : روزى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله براى نماز مىآمدند ، در صف جماعت جوانى را ديدند كه رنگش زرد و چشم‌هايش فرو رفته بود ، فرمودند : چگونه صبح كردى ؟ گفت : صبح كردم در حالى كه يقين پيدا كرده‌ام ، پيامبر فرمودند : هر يقين و حقيقتى آثارى داشته ، و هر ثوابى نورى و تحقّقى در خارج دارد ؛ حقيقت ايمان تو چيست ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! حقيقت ايمان من آن جاذبه‌اى است كه شب‌ها نمىگذارد بخوابم ، زيرا آن چنان به گفته‌هاى شما

--> ( 1 ) . دعاى 47 . . ( 2 ) . ديوان عباسقلى خان ، ص 18 .